السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
85
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
پس انسان نقيض چيست و آيا انسان نقيض لا انسان نمىباشد ؟ در جواب مىگويند نقيض لا انسان همان لا لا انسان است و انسان لازمه لا لا انسان است . خوب كسانى كه رفع را به معناى نفى و سلب معنا كردهاند بايد اين مطلب را بپذيرند كه بر اساس اين تفسير تقابل تناقض هميشه يك طرفه است يعنى يكى از نقيضين ديگرى را نفى مىكند . اما ديگرى به آن نقيض كارى ندارد چون نفى از يكى از دو متناقضين نسبت به ديگرى صورت مىگيرد و اين نفى يك طرفه است . بر خلاف آن جا كه ما كلمه رفع در جملهء « نقيض كلِ شىءٍ رفعه » را به معناى طرد ذاتى بگيريم . طرد ذاتى هيچگاه يك طرفه نيست . اگر يكى از آن دو ، ديگرى را ذاتاً طرد كرد ، ديگرى هم او را ذاتاً طرد خواهد كرد و مطارده ميان آن دو ، دو طرفه خواهد بود و معناى تقابل نقيض محقق خواهد گشت . ظرف تحقق تناقض ، ذهن است متن و من أحكام تقابُلِ التناقض أنّ تقابِلَ . . . الحقيقة بطرفَيْن موجودَيْن . ترجمه از جمله احكام تقابلِ تناقض ، اين هست كه تقابلِ نقيضين تنها در ذهن تحقق مىيابد و با نوعى مجاز مىتوان آن را به لفظ نيز نسبت داد . چون كه تقابل ، نسبتى است كه قائم به دو طرف مىباشد و يكى از دو متناقضين عدم است و عدم اعتبار عقلى است و مصداق خارجى ندارد . بر خلاف تقابل عدم و ملكه كه عدم در آن عدم مضاف به امر موجود است همانطور كه به زودى به خواست خداوند خواهد آمد . « 1 » و براى آن بهرهاى از وجود است . بنابراين تقابل در آن درحقيقت قائم به دو طرف موجود است .
--> ( 1 ) . در فصل آينده ، از همين مرحله